چقدر بدبینیم آخه...اینکه قطر این کتاب به همراهِ فونتش تفاوتِ فاحشی با چاپ گذشته ش داره ، صرفا برای تلف نشدنِ وقت ماست ولاغیر

 

 

+ ادامه مطلب خارج از اصول پا به پا گونه است ، اگر خواستید نخونید ، به استثنای خواهر عزیزم که باید بخونه :)

++ای .... ... .. کسیُ که جای دندوناش آدمُ مجبور میکنه وسطِ تابستون تو خونه آستین دار بپوشی -_-


برچسب‌ها: رفتنت هم قسم خواهری را نخواهد شست از دل من
ادامه مطلب
+ تاريخ پنجشنبه ششم شهریور 1393ساعت 13:14 نويسنده سعیده |

چقدر ناراحت کننده میبینم ، که سر 5 دقیقه 12 تا کامنت برای پا به پا بیاد ، امــا موقع رفتنم ته تهش یه کامنت بذارن برام که نرو ،و وقتی ثبت نظر شد ،پنجره رو ببند و یادش بره منُ ،همه ی خاطره بازی هامونُ...به "ظاهر" دردهای مشترکمونُ ،هم دردی هامونُ!

بی معرفت شدیم...هممون ، ریختِ بی ریختِ واقعیتُ با همه ی چیزهای بدش داریم میکشیم به مجــازی هامون ! اینجوری بگذره همین ماهایی که از واقعیت فرار کردیم و به بهونه ی پاکی و صداقت پناه آوردیم اینجـا هم دیر یا زود میـــریم.

خیلی فراموش کـار شدیم ...!

بیاین این کارُ نکنیم ، دنبالِ بهونه واسه زدن زمینِ هم نباشیم...جناح بندی نکنیم ، متفق نباشیم... بیاین متحد باشیم.

 

آقای محکوم به انقراض

قهرمان پست اکنونِ من ، قهرمان سابق بلاگفـا

بیــا میخوایم از انقراض تبرئه ت کنیم ، ببین شهودُ...همه رفقاتن ، رفقایی که به مقدساتشون قسم میخورن کسی که بهترین ها رو برای چشم ما گلچین کرده ،هزار بار هم نوکِ قلمش بشکنه ، کمرِ قلمش خم بشه ، حتی جوهرِ قلمشُ قرض بگیره بــاز هم قلمش می ایسته ، هربـار محکم تر از قبل... قرن مـا از پتروس بازی گذشته ،اگه خوبی باید بیانش کنی به خودت ، به اطرافیانت... .

حالا تو بیـا و مردونگی کن، مشق سکوتُ خط بزن...

من جینِ رفقامُ کامل میخوام...

بیــا رفاقت کن و نذار من منهـا کردنُ یاد بگیرم که همیشه جمع بستم...

  به خونه ی خودت " محکوم به انقراض" نه هیچ جای دیگه...به دوستای خودت ،نه هیچ کسِ دیگه ...با هویت خودت نه هیچ مستعار دیگه...ما گواه میکنیم این شاعر تمــام نشده "تو" فقط "برگـرد"...بذار اینبار مـا به شما یه دونه از اون "درود بر شما"های معروف هدیه بدیم .

 

اگه هم که دلت نیست برگردی که دلمون هست برگردی ، بدون نیمه راه نبودیم...

تو ، رو حوصله ی تنگ مـا ، رو دل گیجه هـای آشنای ما (دو درد مشترک بلاگرا) موندی ،بی ما ، با مـا ، نایست؛  تمومِ راهُ برو...

 

 

+حــاشیه سازی ، حاشیه بازی حول این پست ممنوع ! اگه ادعای روشنفکری دارید لااقل اداشم دربیارید ! یه روشنفکر دور حاشیه نیست ،وقتی خودِ شخص نیست لام تا کام حرف نمیزنه ، قضاوت نمیکنه!خانم/آقا ی  روشنفکر ، اینارم منِ کوته فکر باس بت یاد بدم؟

++عکس اقتباسی

 


برچسب‌ها: دوست دارم پیشاپیش از بازشگشتشون ممنون باشم
+ تاريخ دوشنبه سوم شهریور 1393ساعت 9:46 نويسنده سعیده |